مرتضى مطهرى

477

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مجموع را يك واحد مىگيريم . يك وقت هم ذهن تجزيه مىكند ؛ جوهر زيد را كنار مىگذارد و كيفيت زيد را نيز كنار مىگذارد ، چون در عين اينكه اينها يكى هستند يعنى مجموعا يك چيزند و با آن اعتبار اين اعراض مراتب همان جوهرند ولى در مرتبهء ديگر و با اعتبار ديگر جوهر جوهر است و عرض عرض . « اعتبار و نظر به شرط لايى » يعنى اعتبار تجزيهء ذهنى در مورد امورى كه در واقع نوعى اتحاد وجودى دارند ولى ذهن اينها را در حالى كه از هم جدا هستند مىبيند . « اعتبار و نظر لا به شرطى » يعنى همهء آنها را به صورت يك واحد و يك چيز ديدن و ديگر عرضش را از جوهرش و اين عرض را از آن عرض و آن عرض را از اين عرض جدا نديدن ، بلكه همه را به صورت يك واحد ديدن . اصلا در اينجا معنى « لا به شرط » يعنى تجزيه نشده ، كه از اين جهت خيلى شبيه است به كميات كه گاهى همين مثال كميات را هم در اين مورد ذكر مىكنند . در كميات هم شما هميشه دو لحاظ مىكنيد . يك واحد كميت كه ما داريم مثلا طول اين يك متر ، گاهى همهء اين يك متر را به يك نظر مىبينيد ؛ اينجا ديگر حساب انقسام و جزء و اين حرفها نيست ، همه را يك واحد مىبينيد . يك وقت هم ذهنتان اين واحد را تجزيه مىكند به نيمهء اين طرف و نيمهء آن طرف ؛ يعنى نيمهء اين طرف و نيمهء آن طرف هم واحد است هم كثير ؛ واحد است چون يك واقعيت واحد است ؛ كثير است به اين معنا كه اين قابليت را دارد كه ذهن آن را تقسيم كند به نيم اين طرف و نيم آن طرف . اين نيم اين طرف را كه شما مىبينيد يك وقت از آن نظر مىبينيد كه همهء اين يك چيز است كه وقتى آن را مىبينيد انگار همهء شىء را ديده‌ايد ؛ و يك وقت از اين نظر مىبينيد كه اين نيمه در مقابل آن نيمه قرار گرفته است . مثال آية اللّه بروجردى در تبيين اعتبار لا به شرطى و به شرط لايى آقاى بروجردى يك مثال خوبى در همين زمينه‌ها مىزد ؛ بعد از اينكه اين بحث متحدها را در باب كميتها پياده مىكرد ، مىگفت شما فرض كنيد كه مثلا از كنار يك دريا داريد مىگذريد ، كه ايشان درياى مديترانه را مثال مىزد ، مىگفت فرض كنيد